شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!

خرید بک لینک
نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه نه شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم چشمه آرزو های من و تو جاری است ابرهای دلمان پربارند کوه های ذهن و اندیشه ما پا برجا دشت های دلمان سبز و پر از چلچله ها روز ما گرم و شب از قصه دیرین لبریز من و تو می دانیم زندگی در گذر است همچو آواز قناری در باغ من و تو می دانیم زندگی آوازی است که به جان ها جاری است زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است زندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و تو زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری زندگی یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندی زندگی خواب خوش کودک احساس من است زندگی بغض دل توست به هنگام شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: میدانیم کز پی هر تقدیر, نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

هرکس که تو را شناخت جان را چه کند ؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟

دیوانه کنی هردو جهانش بخشی...

دیوانه ی تو هردو جهان را چه کند

شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

خدا ..... سر آغاز ... سر انجام .... سلام.... انقدر که یاد گرفته ام در این روزگار اگر خواستم سلامی بدهم وقتی قصد ماندن دارم باید صدایم استوار باشد ...یعنی محکم و قابل اعتماد ! پ-----------س "سلام" خب دوستان من برگشتم ... بعد 2 سال و اندی .... شما هم خوش اومدین ... راستش این روزا اونقدر این مسنجرا جای وبلاگ های قدیمی رو گرفتن که ... میگم حالا ...! من میگم این وبلاگ نویسی فرق داره ... حس کاغذ رو میده... وقتی داری پرش میکنی ...یا شایدم وقتی داری تند تند مینویسی تا احساس نپره ... تجربه کردم خیلی...خودم الان نمیتونم دفاع کنم ولی شخصا حس خوبی دارم نسبت بهش.... راستش سخته تو این روزای تل شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: آغاز سلامت,سلام آغاز کلام,سلام آغاز,آغاز طرح تحول سلامت,هر سلام آغاز,سلام آغاز برنامه,سلام آغاز سخنرانی,آغاز هفته سلامت,بیمه آغاز سلامت,آغاز نظام سلامت, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

در فصل بارش سنگ همچو آینه بمان بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران در انتظار فردا شب راسحر کن باکوله باری از نور ازشب گذر کن سرمست و عاشقانه در خود نظر کن بشکن در قفس را از تن رهاشو درمان درد دردمندان را دواشو از خود دمی برون آ محو خدا شو خورشیدی در جان تو پنهان است دریا از یاد تو پریشان است عاشق شو زیرا عاشق انسان است دنیا در چشم عاشق نفسی است بی عشق عالم قفسی است آزاد از بند و دام قفس شو با عشق هم نفس شو در انتظار فردا شب را سحر کن با کوله باری از نور از شب گذر کن سرمست و عاشقانه در خود نظر کن بشکن در قفس را از تن شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

عشق از انسان چه موجود عجیبی ساخته است... --------------------------------------------------------------------------- بسکه آن لبخند سِحر دلفریبی ساخته استآدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته استخاکیان بالاتر از افلاکیان میایستندعشق از انسان چه موجود غریبی ساخته استدوستی در پیرهن دارم که با من دشمن استاعتماد از من برای من رقیبی ساخته است«زهر» می نوشد و من شهد می پندارمشعقل ظاهر بین چه تردید عجیبی ساخته استهرچه میبارد در این صحرا نمی روید گلیچشم شور از من چه خاک بی نصیبی ساخته استمن دوای درد خود را میشناسم! روزگاراز دل بیمار من دیگر طبیبی ساخته استدل به شادیهای بی مقدار این عالم شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: عشق انسان به خدا, نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

به نام نام یار ...

سلام لازم دونستم اول کار برات یه پست بذارم ...برای این روزای اول کارت ...روزای وسط سال ...روزای اخر سال ...و نهایتا برد تو رو با تموم وجودم تماشا کنم ...

تو فقط منتطر بمون با صبر با صبر با صبر ...

این روزای قشنگ رو قشنگ ترش کن عزیز... همونی هستی که میخوام ...همون بمون که میخوای:)

روزت خوسجیل و قسنگ!!!

شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: تنها تو بخوان, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39

صفحه بندی